15

من آدم بودم ؛ یک مرد . زن و بچه داشتم و گاهی عصبانی هم می شدم . یک بار هم دخترم را کتک زدم ، ولی همسر گرامی را نه . البته نگاه هایمان به یکدیگر بس بود و جایی دیگر نمی گذاشت برای کتک زدن . مدتها بود که دیگر دوست نداشتمش ، و احتمالا او هم . البته از حق نگذریم، از همان اول هم آنقدر دوستش نداشتم که بخواهم یک عمر تحملش کنم ، ولی به هر حال اتفاق افتاده بود . ایشان شده بودند جفت بنده و هر صبح خدا را که چشم باز می کردم ، یا با منظره ی دلپذیر صورت باد کرده ی خانم روبرو می شدم و یا با اولین غلتی که می زدم صورت خانم را می دیدم ، و کار بعدی هم که بعد از بیدار شدن معلوم بود چه بود . البته گاهی همانطور که به یک شانه دراز کشیده بودم چشم می دوختم به چشمان بسته و صورت بی رنگش و فکر می کردم که چطور شد که خواستم تمام عمر را با این موجود زندگی کنم . اصلا یادم نمی آمد که یک وقتی دوست هم داشتمش . شاید هم بیشتر او دوستم داشت . بله ، اگر اینطور نبود آن شب وقتی می خواست بگوید بله گریه نمی کرد . از شدت علاقه و دلتنگی بود. همه ی زنها همین را می گفتند .

ادامه دارد ...

/ 24 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باراني

ممنونم hotblueX مهربون و دوست داشتني [قلب]

نقش ونگار

سلام جناب کلاغ خجالت دادید اپ فرمودید از بی کلاغی گیر داده بودم به کلاغهای خیابان. مگر صورت خانم کلاغه هم پف می کند؟ هر عشقی پایانی دارد. یک روز تبدیل می شود به یک حس دیگه همین حسی که نوشتید. پیش می آید دیگر بهتر است تا اینکه پر وبالتان بسوزد. دلم می سوزد که برای شما سختر است زیرا عمر کلاغها 300 سال است . کا تولیکید امکان طلاق نیست ؟ اگر مسلمان بودید تجدید فراش می کردید حیف شد. راستی کلاغها فکر می کنم یک جفت دارند . این دوتا کلاغ تراس من که همیشه با همند. بامزه اند بهشان غذا می دهم تو خیابان هم که می بینمش همان ادا را در می آورد . اول می رود عقب صبر می کند بعد می آید جلو نمی پرد.

نقش ونگار

سه تاپست شوک فوتبال کذاشتم هیچ خانمی اعتراض نکرد یک روانشناسی کودک 2 گذاشتم دل به دل آقایان دادم هیچ خانمی اعتراض نکرد با یک پست تبریک به خانمها آقایان دادشان در آمد. آخر بلند ترین ماه سال قروزدین می خواستم یک تبریک به خاطر پر شدن مجدد چیبهای آقایان بنویسم.

ژوکر

سلام ژوکر به کلاغ خودمون کلاغ جان عیدت مبارک باشه اما این پست آخری یه کمی با اونای دیگه فرق داشت من متوجه نشدم آخه گویا یه انسان تعریف میکنه شایدم من اشتباه فهمیدم یه توضیحی میدی برام ؟ شادباشی [گل][گل][گل]

رزا

لطفاً بقيه اش رو بنويس [گل] مرسي[لبخند]

باراني

سلام hotblueX عزيز [گل] شما تصميمي در مورد آپ کردن ندارين؟ [چشمک][گل]

ماندا

زیاد بودن آدمایی که اول دوسشون داشتم و بعدا چشم دیدنشون رو نداشتم!خدا رو شکر که به موقع فهمیدم! این داستان ادامه نداره.آخرش با هیچی عوض نمیشه

ژوکر

سلام ژوکر به کلاغ ممنون از لطف شما عزیز گرامی ژوکر قصد داره که ترجمه رو ادامه بده اما این روزا خیلی گرفتار شده و تو کار ترجمه یه وقفه افتاده اما درست میشه به امید خدا پرواز عالی مرتفع شادباشی [گل][گل][گل]