19

تقصیر تو نیست و نبود . تو هم کاری کردی که هر آدم دیگری می کرد . و تقصیر تو هم فقط آدم بودن بود ،‌ فقط .

نمی دانم چقدر بود که مثل بختک خودش را انداخته بود لبه ی تخت . به خواب زدن هم فایده ای نداشت ، نه خانم می رفت و نه شب می آمد . از خواب هم که خبری نبود . مثل اینکه هزار سال خوابیده بودم ، خوابم که نمی برد حوصله ی بیدار ماندن هم نبود . زیر چشمی نگاهش می کردم که موهایش حلقه حلقه و پر ، مثل تمام گناهانش ، مانند لکه های سیاه دور آینه ریخته بود دور گردن و شانه های برهنه اش . چه آرام گرفته بودند حلقه هایی که چند ساعت پیش دستی آشفته شان می کرد و گاهی یکی تاب می خورد دور یک انگشت ...

لب هایی که تکان می خورد این را می گفت که دارد حرف می زند .

/ 7 نظر / 16 بازدید
یدالله

×××× سلام بر شما دوست عزيز اس ام اس وداستان هاي عاشقونه اگه دوست داري يه سري به من بزن منتظر حضورتون در وبلاگم هستم. اگه دوست داشتيد لينکم کنيد، خبر بديد که لينکتون کنم. شاد و پيروز و سربلند و موفق باشيد www.qeseh.persianblog.ir يا www.ehsas.2ir.ir

دریابان

سلام اگر میخواهید در وبلاگ از عکسهای مورد علاقه خود استفاده کنید اگر بدنبال مدل لباس - گالری کیک - دکوراسیون منزل و ... هستید از وبلاگ ما دیدن کنید.http://www.daryaban.persianblog.ir/ اگر بدنبال تبلیغات مناسب میگردید از سایت ذیل دیدن کنید. http://www.i30you.persianblog.ir/

علی

سلام مطالب جالبی نوشتید مایل به تبادل لینک هستید ؟ http://www.choulab.persianblog.ir/

ستاره

داستانو هیجانی کردی ..بعد دو خط می نویسی ..ول می کنی میری ...ای بابا ...اپ می کنی درست حسابی اپ کن تورو خدا ..منتظر ادامه داستان هستم

صدف

یه پست جدید دارم

نقش ونگار

سلام . [تعجب] من نمی دانم الالن که کلاغ نیستی . مردی .؟ کلاغ محترم البته من به داستانت علاقمندم برای همین هم دنبالش می کنم ولی بابا جان موضعت را مشخص کن . راوی داستان گنگ می زند بین اشیا کلاغ آدمها .